تبليغاتX
گروه تحقيقاتي وبزن

نور چگونه حركت مي كند؟

يكي از بزرگ ترين اسرار جهاني كه ما در آن زندگي مي كنيم نور است، ما هنوز درست نمي دانيم كه نور چيست. آن را فقط مي توان به كيفيتي كه هست توصيف نمود. ما مي دانيم كه نور خود شكلي از نيرو مي باشد و مانند ساير اشكال نيرو از قبيل حرارت، امواج راديو و اشعه مجهول (ايكس)، سرعت، فركانس و طول امواج، آن را مي توان اندازه گرفت. وضع و حركت آن از جهات ديگري نيز آن را شبيه اين اشكال مختلف نيرو نموده است. ما با سرعت نور آشنا هستيم، نور در هر ثانيه در حدود 186000 ميل (هرميل 1609 متر) را طي مي كند. بدين معني كه هر شعاع نور در سال 5880000000000 ميل طي مي كند و اين فاصله ايست كه ستاره شناسان به آن يك سال نوري مي گويند و عبارت از واحدي است كه براي اندازه گيري فواصل خارجي به كار مي رود. براي دريافتن اين مطلب كه نور چيست و چگونه حركت مي كند، فرضيه هاي زيادي پديد آمده است. در قرن هفدهم ميلادي اسحاق نيوتن اظهار داشت كه نور بايستي از ذراتي كه تقريبا شبيه گلوله هاي بسيار ريز بوده و از منبع نور پرتاب شده اند، تركيب شده باشد. ليكن اين فرضيه تركيب نور از ذرات، نتوانست كيفيت و چگونگي خصوصيات زياد نور را شرح دهد. تقريبا در همان زمان شخص ديگري به نام كريستين هويجنس فرضيه موج نور را تكميل و عرضه نمود. فكر نامبرده اين بود كه يك ذره نوراني يا روشن درست مانند ريگي كه در استخر آبي افتاده و توليد امواج كند، شروع به حركت متوالي يا مواج مي نمايد. به هر حال اينكه نور از امواج يا ذرات به وجود آمده يا نه، موضوعي بود كه تقريبا مدت 150 سال مورد بحث و گفت و گو بود. تا اينكه به تدريج كه بعضي آثار نور معلوم گرديد فرضيه ذرات نور هم منتفي شد. اكنون دانشمندان معتقدند كه نور هم مانند ذرات و هم مانند امواج يعني هر دوي آن ها عمل مي كند. تجربيات مي تواند صحت اين عقيده را نشان دهد. بنابراين به سادگي نمي توان جواب كاملي به اين پرسش داد كه نور چيست؟ .

توسط: سجاد زنده بودي

نوشته شده توسط وبزن - WebZen در 87/10/19 |

چه چيزي باعث درخشندگي يك ستاره مي شود؟

ستاره عبارت از يك گوي گازي و پر حرارت است كه به وسيله نور خود مي درخشد. همانطور كه مي دانيد سيارات و همچنين كره ماه خودمان، فقط به وسيله انعكاس نور خورشيد درخشندگي دارند و سياره ها به طور مداوم مي درخشند و نور مداوم دارند، در حالي كه ستارگان چشمك مي زنند. اين حالت به وسيله موادي كه در هوا بين ستاره و زمين موجود است، پديد مي آيد. هواي غير ثابت نور ستاره ها را منحرف ساخته و سپس به نظر مي آيد كه ستاره چشمك مي زند. چرا خورشيد ما مي درخشد؟ براي اينكه يك ستاره است! خورشيد چندان ستاره بزرگ و روشني نيست و با مقايسه آن با ساير ستارگان در آسمان متوجه مي شويم كه داراي اندازه و نور متوسط است. ميليون ها ستاره كوچكتر از خورشيد خودمان وجود دارد ولي در مقابل، ستارگان زيادي هستند كه صدها مرتبه از خورشيد بزرگترند، آنها بنظر كوچك مي آيند زيرا بسيار دور هستند. از زمان ستاره شناسان يوناني كه در حدود 2000 سال پيش بوده است، ستارگان را بر حسب حجم و عظمت يا روشنايي رده بندي كرده اند. طريق ديگر براي رده بندي يا گروه بندي ستارگان، بر طبق طيف آنها مي باشد يا نوع نوري كه از آنها ساطع مي گردد. با مطالعه و بررسي اختلاف نور در طيف آنها ستاره شناسان درباره رنگ، درجه حرارت و حتي تركيبات شيميايي ستارگان اطلاعاتي كسب مي كنند. هنگامي كه به آسمان نظر مي افكنيم، تفاوت زيادي بين ستارگان مشاهده نمي كنيم، بعضي از ستارگان كمي بزرگتر و برخي ديگر از بقيه روشن تر هستند. ليكن در حقيقت ما نمي توانيم درباره اختلافات عظيم و فاحشي كه بين آنها وجود دارد، انديشه و تصور مناسبي بدست آوريم. يك راه براي رده بندي ستارگان از روي طيف آنها است كه منظور از آن همانا تجزيه نور است. از اين طريق ستارگان برحسب نور يعني ستارگان آبي تا ستارگان قرمز طبقه بندي مي گردند. خورشيد داراي نور زرد بوده و در وسط اين دسته ها قرار گرفته است. ستارگان آبي، بزرگ و گرم و درخشان هستند . درجه حرارت در سطح آن ها ممكن است 27750 درجه يا بيشتر باشد. خورشيد كه ستاره اي است با درخشندگي متوسط، داراي سطحي با 6000 درجه حرارت است. ستارگان قرمز تا اندازه اي سرد بوده و درجه حرارت سطح آنها 1650 درجه يا كمتر است. بنابراين ملاحظه مي كنيد كه بعضي از اين ستارگان روشن تر از ديگر ستارگان بوده ولي به علت دوري زياد از زمين، اطلاع زيادي از وضع آنها نداريم. روشني و درخشندگي هر ستاره اصطلاحا به بزرگي آن گفته مي شود كه خود نسبتي براي اندازه گيري و سنجش ميزان روشني ستارگان است. ستاره اي كه داراي نسبت روشني 5/2 است، روشني اش كمتر از ستاره اي است كه نسبت روشني، آن بالاتر از اين مقدار است، بنابراين بزرگي يا روشني هر ستاره، نوعي پيمانه و نسبت براي اندازه گيري درخشندگي و روشني آن است. ستارگاني كه نسبت درخشندگي كمتر از شش دارند، بدون تلسكوپ ديده نمي شوند. ستارگاني كه اولين نسبت درخشندگي را دارند، روشن ترين ستارگان هستند كه بيست ستاره از اين نوع وجود دارد. ولي حداقل هزار ميليون ستاره با نسبت روشني و درخشندگي بيستم يافت مي شود.

توسط: HELL BOY

نوشته شده توسط وبزن - WebZen در 87/06/01 |

حلقه هاي دور سياره زحل چه هستند؟

ده‌ها سال پس از اينكه حلقه‌های زحل بوسيله‌ی گاليله رصد شد، طبيعت حلقه‌ها يكی از موضوعات مورد بحث در محافل نجومی گرديد. برخی اظهار می‌كردند كه در آن‌ها صفحاتی جامد از مواد هستند در حاليكه ديگران گمان می‌بردند آنها متشكل از ميليون‌ها ذرات كوچكی هستند كه هر يك شبيه به اقماری فرضی به گرد زحل حلقه زده‌ و در حرکتند. رقبای نظريه‌ی صفحات جامد اين چنين دليل می‌آورند كه فعاليت نيروهای كشندی بر روی يك حلقه‌ی جامد بايد بسيار قوی باشد تا اينكه بتواند طی مدتی كوتاه حلقه را جدا جدا كند مگر اينكه به احتمال بعيد حلقه از مقداری مواد بسيار قوی كه در زمين ناشناخته هستند، ساخته شده باشد. طرفداران نظريه‌ی حلقه جامد پيشنهاد كردند كه در واقع حلقه از نوار حلقه‌های بسيار باريك ساخته شده‌اند در اين صورت نيروهای كشندی برای اينكه فشار كافی جهت جداسازی حلقه ايجاد كنند بسيار کوچک خواهند بود. در سال ۱۶۷۵ رصدها، خطی بسيار نازك و تاريك را در ميان آن حلقه آشكار كردند که آن را به دو حلقه‌ی جدا از هم به نام‌های حلقه‌ی بيرونی A و حلقه‌ی درونی B تقسيم می‌كرد. در اواسط سال ۱۸۵۰ اخترشناسان حلقه‌ای كوچك و جديد را در ميان حلقه یB آشكار كردند كه اكنون به نام حلقه‌ی C شناخته می‌شود و در واقع همانی بود كه از ميان صفحه‌ی زحل كمی نمايان بود. اين بطور جدی اشاره می كرد كه حداقل اين حلقه جامد نيست. ماهيت طبيعی حلقه‌های زحل بالاخره در سال ۱۸۵۷ معين شد. فيزيكدان اسكاتلندی يعنی جيمز كلارك ماكسول كه بعدها نظريه‌ی ميدان مغناطيسی را ارائه كرد با استفاده از فيزيك نيوتونی نشان داد كه حلقه‌های جامد با ماهيتی به اين باريكی هرگز نمی توانند پايدار باقی بمانند. فضاپيمای پايونير ۱۱ اولين نگاه اجمالی انسان را برای ديد تركيبی از حلقه‌های زحل با پرواز به سوی آن در سال ۱۹۷۹ فراهم كرد و سپس فضاپيماهای ويجر ۱ و ۲ نیز در دهه ۸۰ به زحل فرستاده شدند. تصاويری كه آنها به زمين ارسال كردند حاكی از اين بود كه هر سه حلقه به تعداد بسيار زيادی از حلقه‌های باريكتر تقسيم شده‌اند و همه‌ی آنها از خرده ذراتی ساخته شده‌اند كه اندازه آنها از يك دانه شن گرفته بود تا آجرها و سنگهای ساختمانی مي باشند. همچنين موقعی که هر يك از فضاپيماها از پشت زحل عبور می كرد، فرصت مناسبی بود تا با استفاده از ميزان تضعيف سيگنالهای راديويی آنها، چگالی حلقه‌ها را تعيين كرد. از طريق قياس و هم‌سنجی اطلاعات فروسرخی، مرئی و فرابنفش تركيبات مواد موجود در حلقه ها تأييد شد. وجود مقدار زيادی مخلوط يخ آب به همراه مقادير ناچيزی آهن و گوگرد كه بی‌ثباتی در رنگ زرد مايل به قهوه‌ای در حلقه‌ها را در پی دارند كاملاً تأييد شد. ويجر ۱ در طی پرواز خود پيرامون زحل، تصاويری از مقداری مواد تاريك در طول بالايی حلقه‌ی B گرفت كه قسمت فوقانی حلقه را همچون چرخ پره های موجود در يک چرخ به چند قسمت جدا كرده بود.

توسط: حسين تيموري

نوشته شده توسط وبزن - WebZen در 87/05/25 |

آيا نوعي زندگي در آنتار كتيك (قطب جنوب) وجود دارد؟

منطقه آنتار كتيك به ناحيه اي گفته مي شود كه در اطراف قطب قطب جنوبجنوب واقع شده است. اين منطقه شامل قاره آنتار كتيكا مي باشد كه از نظر وسعت پنجمين قاره جهان محسوب مي شود. وسعت اين قاره تقريباً به اندازه قاره اروپا و ايالات متحده آمريكا است. اين سرزمين سردترين و خشك ترين قسمت كره زمين مي باشد. اطراف اين قاره را طوفاني ترين درياهاي جهان فرا گرفته اند. در اين قاره بادهاي شديد، سوز برف همراه با كمي باران، حكم فرما بوده و داراي چنان سرما و يخبنداني است كه كليه منطقه تقريباً بلا استفاده مي باشد. در آنجا آفتاب به اندازه كافي نيست كه زمين را گرم كند، و در تمام طول سال همه جا را برف پوشانده است. به علت سرماي بي نهايت زياد هيچ چيز در آنجا فاسد نمي شود، براي اينكه پوسيدگي، زنگ زدگي يا هيچگونه باكتري در اين محيط وجود ندارد. تاكنون به اندازه كافي چيزي از اين قاره كشف نشده تا واقعاً اطلاعاتي به دست آيد. طبقاتي چند از ذغال سنگ و رگه هاي كوچك مواد معدني به وسيله كاشفين ديده شده اند ولي احتمالاً مواد معدني ديگري وجود دارد ليكن به دست آوردن آنها آنقدر پر زحمت و پرهزينه است كه همينطور دست نخورده باقي مانده اند. تنها نباتاتي كه در اين قاره وجود دارند، به ساده ترين شكل خود هستند و شامل خزه، گلسنگ، قارچ و جلبك بوده و ارزش غذايي ندارند. فقط آن دسته از پرندگان و حيواناتي كه مي توانند غذاي خود را در دريا پيدا كنند در اين منطقه قطبي زندگي مي كنند. عمومي ترين پرندگان قاره آنتاركتيكا نوعي مرغ نوروزي، مرغ طوفان و نوعي از مرغ دريايي به نام پنگوئن هستند. پنگوئن ها در لانه هايي در نزديكي اطراف قاره زندگي مي كنند. آنها بال هاي تكامل نيافته اي دارند و نمي توانند در روي زمين پرواز كنند ولي در آب شناگر قابلي به شمار مي روند. چند نوع خوك آبي هم در آب هاي آنتار كتيك وجود دارد. تنها پيشه و صنعت در قاره آنتار كتيكا، همانا صيد نهنگ دريايي است ولي آنقدر نهنگ در اين منطقه صيد شده كه در حال حاضر به منظور محدود ساختن صيد آن در اين منطقه، يك نظارت گسترده در آن به عمل مي آيد.

توسط: سجاد زنده بودي

نوشته شده توسط وبزن - WebZen در 87/05/01 |
اندازه مولكول چقدر است و آيا مولكول وزن دارد؟

مولكول كوچك ترين قسمت ماده است كه داراي خواص كامل آن ماده است. مثال: اگر شما يك مولكول قند را تجزيه كنيد عناصر آن ديگر داراي خصوصيات قند نبوده و مزه و يا رنگ آن ها تغيير مي كند. بعضي از مولكول ها خيلي ساده هستند در حالي كه برخي از آن ها داراي هزاران اتم مي باشند كه به طور پيچيده و مبهمي در آن قرار گرفته اند. در بعضي از گازها مانند هليوم و نئون، هر مولكول فقط شامل يك اتم است. برخي مولكول ها محتوي دو اتم يا بيشتر از يك نوع هستند. مثلاً يك مولكول آب از دو اتم هيدروژن و يك اتم اكسيژن تركيب شده است. در مقابل، مولكول لاستيك طبيعي خالص تقريباً از 75000 اتم كربن و در حدود 120000 اتم هيدروژن تركيب شده است. بنابراين ملاحضه مي كنيد كه مولكول ها از نظر اندازه، تفاوت زيادي دارند. مولكول هاي ساده مانند مولكول آب، فقط چند بيليونيم يك اينچ طول دارد. مولكول لاستيك هزاران مرتبه بزرگ تر است. بعضي از مولكول ها به شكل توپ گرد بوده و برخي از آن ها مانند نخ دراز هستند. در حقيقت براي ما غير ممكن است كه كوچكي يك مولكول را بتوانيم تصور كنيم. براي مثال: يك اينچ مكعب هوا را در نظر مي گيريم. در اين مقدار فضا 500 ميليون بيليون مولكول (عدد 5 با 20 صفر بعد از آن) وجود دارد و تازه اين يك اينچ مكعب هوا، يك هواي كاملاً فشرده و متراكم نيست زيرا در حقيقت مقدار زيادي فضاي خالي در بردارد.
دانشمندان وزن مولكول را به طور نسبي اندازه مي گيرند. وزن مولكول به وزن اتم هايي بستگي دارد كه آن را تشكيل مي دهند، و وزن اتم هم به نوبه خود به تعداد پروتون ها و نوترون هاي در داخل هسته اتم ارتباط دارد. يك مولكول آب از دو اتم هيدروژن به اضافه يك اتم اكسيژن تركيب شده است، هيدروژن عبارت از يك اتم ساده با فقط يك پروتون و دو هسته مي باشد و وزن اتمي آن يك است. وزن ساير عناصر چندين برابر وزن هيدروژن است. اكسيژن داراي هشت پروتون و هشت نوترون است كه وزن اتمي آن 16 مي باشد. بنابراين آب داراي وزن مولكولي 1 ضرب در 2 به اضافه 16 بوده كه در نتيجه وزن مولكولي آب 18 مي باشد. مولكول هاي موجود در يك جسم جامد يا مايع به وسيله نيروي جاذبه بين مولكول ها، در جاي خود ثابت هستند. اين جاذبه عبارت از يك خاصيت الكتريكي است كه داراي نيروي كافي بوده و استحكام اغلب مواد جامد، به آن بستگي دارد.

توسط: محمد رضا تيموري

نوشته شده توسط وبزن - WebZen در 87/04/11 |

منظومه شمسي چيست؟

سياره ما زمين، هشت سياره همسايه دارد، اين خانواده که از نه سياره تشکيل شده است، به دور خورشيد در گردش هستند. خورشيد به همراه تمام اجرام آسماني که به گرد آن مي چرخند منظومه شمسي را به وجود مي آورند. منظومه ي شمسي، علاوه بر خورشيد و سياره هاي اطراف آن، شامل قمرها، سيارک ها و ستاره هاي دنباله دار است. بالاخره خورشيد يک روز تمام سوخت خود را مصرف خواهد کرد و نابود خواهد شد اما اين اتفاق 5 ميليارد سال ديگر رخ خواهد داد. ابتدا حجم خورشيد زياد خواهد شد و به يک غول سرخ تبديل مي شود سپس پيش از آن که کاملا خاموش شود تبديل به کوتوله اي سفيد خواهد شد. خورشيد هم مثل تمام ستاره ها، توده کروي شکل عظيمي از گاز سوزان است. مرکز خورشيد بيشترين دما را دارد. و دماي آن تقريبا 15 ميليون درجه سيلسيوس است. دماي سطح خورشيد از مرکز آن کمتر است و به 6000 درجه سيلسيوس مي رسد و اين دما هم 25 برابر دماي گرم ترين اجاق هاي دنياست! کره ي زمين ، هم به دور خودش و هم به دور خورشيد مي چرخد. در طول اين گردش، آن سوي کره زمين که به سمت خورشيد نيست، در شب و تاريکي فرو مي رود. يک روز و يک شب طول مي کشد تا کره زمين يک دور کامل به دور خود بچرخد. سياره ي زمين، تنها سياره ي منظومه شمسي است که داراي آب و موجودات زنده است به همين دليل هم منحصر به فرد است. زمين، سومين سياره نزديک به خورشيد است و از خورشيد نور و گرماي لازم براي زندگي ما انسان ها را مي گيرد. اگر زمين به خورشيد نزديک تر بود، دماي آن بسيار گرم تر و اگر از خورشيد دور تر بود، بسيار سردتر مي شد. سياره مريخ، سياره ي سرخ هم ناميده مي شود. سطح اين سياره از گرد و غبار سرخ رنگي پوشيده شده است. و در اثر وزش باد، ابر صورتي رنگي از غبار در سطح اين سياره ديده مي شود. سنگ هاي سطح مريخ آهن دارند. وقتي آهن زنگ مي زند، قرمز مي شود. شايد مناسب تر بود، به اين سياره، سياره زنگ زده گفته مي شد! تا زماني که کاوش گرهاي سفينه فضا يي وايجر 2 در سال 1986 به سياره اورانوس و در سال 1989 به نپتون سفر نکرده بود، دانشمندان اين دو سياره را به خوبي نمي شناختند. اين سياره ها آن قدر دور هستند که نمي توان با تلسکوپ هاي بسيار قوي به وضوح از زمين آن ها را مشاهده کرد. دوربين وايجر 2 نشان داد که سياره ي نپتون 8 قمر دارد. اين در حالي بود که اختر شناسان فقط دو قمر آن را با تلسکوپ هاي خود از زمين مي ديدند. سياره پلوتون دور ترين سياره به خورشيد است، اما مدار آن به شکلي است که هر 248 سال يکبار از نپتون به خورشيد نزديک تر مي شود. سياره مشتري به اندازه اي بزرگ است که مي تواند تمام سياره ها را در خودش جاي دهد! روي اين سياره نقش هاي زيبايي ديده مي شود. که گازهاي در حال چرخش پديد مي آورند. اين گاز ها در اثر وزش بادها و طوفان هاي شديد به وجود مي آيند. سياره ناهيد (زهره) نزديک ترين سياره به خورشيد نيست، اما گرم ترين سياره منظومه شمسي است. دماي اين سياره به 500 درجه سيلسيوس، يعني هشت برابر دماي صحراي آفريقا، گرم ترين نقطه ي کره ي زمين مي رسد. قمرها اجرامي سنگي هستند که به دور سياره ها مي چرخند. سياره مشتري 16 قمر دارد که سه قمر آن به نام هاي گانيمد، گاليستو و آيواز . سياره عطارد و ناهيد قمر ندارند. اما بقيه سياره ها حداقل يک قمر دارند. سياره مريخ دو قمر کوچک دارد که شبيه سيب زميني چروکيده و مانده هستند. اين قمرها ديموس و فوبوس نام دارند و بر خلاف قمرهاي بزرگ تر کروي نيستند. کره ماه قمر سياره ي زمين خشک و پر از گرد و غبار است و هيچ علائم حياتي در آن ديده نمي شود. در اين کره آب و هوا وجود ندارد. در طول روز ، آن قدر هوا گرم است که خون انسان به جوش مي آيد. در شب ها نيز يخبندان است. در فضا نيروي جاذبه بسيار کم است، حتي در سفينه فضايي هم اين حالت وجود دارد. فضا نوردان در اين حالت به اندازه اي سبک مي شوند که مثل باد کنک در فضا معلق مي مانند! آيا مي دانيد در فضا قد انسان بلند مي شود فضانوردان وقتي به زمين بر مي گردند 5 سانتيمتر بلند ترند!

توسط: حسين تيموري

نوشته شده توسط وبزن - WebZen در 87/04/08 |

چرا رنگ هاي قوس قزح به اين ترتيب بخصوص تنظيم گرديده اند؟

ظاهرا نور معمولي سفيد رنگ به نظر مي آيد. ولي بايد بدانيد كه در حقيقت ارنگين كمانين نور سفيد و ساده، مخلوطي از رنگ هاي مختلف است. هنگامي كه نور آفتاب به لبه اريب يك آينه، يا لبه يك منشور، يا به سطح يك حباب صابون مي تابد، ما رنگ هاي موجود در يك نور عادي را مشاهده مي كنيم. زيرا در اين حالت، نور سفيد به طول موج هاي متفاوتي كه ما مي توانيم آن ها را ببينيم و شامل رنگ هاي قرمز، نارنجي، زرد، سبز، آبي، نيلي و بنفش مي باشد، تجزيه مي شود. اين طول موج ها ، نواري با خطوط موازي كه رنگ هر خط رنگي با رنگ خط ديگر تناسب و هم آهنگي دارد، تشكيل مي دهند. به اين نوار طيف گفته مي شود. در طيف، خط قرمز هميشه در يك طرف و خطوط نيلي و بنفش در طرف ديگر قرار دارند و اين از روي طول موج هاي مختلف پديد مي آيد. هنگامي كه رنگين كماني را مشاهده مي كنيم، درست مانند اين است كه به طيفي نگاه مي كنيم. در حقيقت رنگين كمان به طور ساده يك منحني بزرگ طيف مي باشد كه در اثر شكستن يا انكسار نور آفتاب پديد آمده است. وقتي كه نور آفتاب از ذرات آب در فضا مي گذرد، درست مانند اين كه وارد منشوري گرديده باشد، شكسته شده و در جهات مختلف منعكس مي گردد. بنابراين در اين حالت، در داخل قطره آب، ما اكنون رنگ هاي متفاوتي داريم كه از يك طرف به طرف ديگر حركت مي كنند. بعضي از اين نورهاي رنگي بعدا از طرف ديگر قطره آب در جهات مختلف منعكس مي گردند و انعكاس آن ها بستگي به رنگ دارد، و هنگامي كه شما به اين رنگ ها در يك رنگين كمان نظر مي افكنيد، اين رنگ ها را چنان تنظيم يافته مشاهده مي كنيد كه به ترتيب رنگ قرمز در بالا و رنگ بنفش در پايين رنگين كمان به چشم مي خورند. رنگين كمان فقط در مواقع رگبار يعني وقتي كه باران مي بارد و در همان اثنا خورشيد هم مي درخشد، در آسمان ديده مي شود ولي هميشه در طرف مقابل ناظر قرار دارد. شما بايد به نحوي بين خورشيد و قطرات آب ايستاده باشيد كه خور شيد در پشت شما قرار گرفته باشد. خورشيد، چشمان شما و مركز قوس رنگين كمان بايد تماما در يك خط مستقيم قرار گرفته باشند.

توسط: HELL BOY

نوشته شده توسط وبزن - WebZen در 87/04/07 |

آيا دايناسورها قديمي ترين جانداران هستند؟

 مدتها پیش از دایناسورها موجودات دیگری نیز در قطب جنوب زندگی می کردند.
 

محققان میلیونها سال پس از انقراض دایناسورها یک تونل زیرزمینی در قطب جنوب یافته اند که با وجود سپری شدن این مدت طولانی به علت وجود شن در آن از گزند شسته شدن با آب در امان مانده و هنوز سالم است و آثاری از ناخن حیوانات ناشناخته روی دیواره های ان دیده می شود. کریستینا سیدورا دانشمند غارشناس از دانشگاه واشنگتن معتقد است ، این تونل یا به موجودی به نام تریناکسودون تعلق داشته که از تیره جوندگان بوده یا یکی از مارمولک سانان به نام پروکولوفن در آن زندگی می کرده است. هر دو این حیوان هم در قطب جنوب و هم در امریکای جنوبی زندگی می کرده اند اما دمای هوا در قطب جنوب معتدل تر بوده و با دمای فعلی خیلی تفاوت داشته است و علاوه بر این دمای هوا در تونل از محیط خارج آن ثابت تر و برای زندگی حیوانات مناست تر بوده است. به این ترتیب این موجود با عمری برابر 240 میلیون سال قدیمی ترین نشانه حیات چهارپایان در قطب جنوب به شمار می رود. اما خانم سیدورا اطمینان دارد که نشانه های دیگری هم از حیات در زیر لایه های وسیع یخ قطب جنوب وجود دارد.

توسط: سجاد زنده بودي

نوشته شده توسط وبزن - WebZen در 87/03/21 |

چرا يخ شناور مي شود؟

يخ جسمي جامد است. هنگامي كه درجه حرارت به اندازه كافي پايين باشد آب تبديل به يخ جامد مي گردد، وقتي كه آب منجمد مي شود انبساط زيادي پيدا مي كند. ده كوارت (هر كوارت معادل يك ليتر) آب در حدود 11 كوارت يخ مي سازد. طبق يك اصل رياضي كه براي اولين بار به وسيله ارشميدس رياضي دان يوناني در قرن سوم قبل از ميلاد كشف گرديد و به نام قانون ارشميدس معروف است، اشياء در روي آب شناور شده و يا در آن فرو مي روند. اين قانون مي گويد كه هر شيئي در مايعي وارد گردد، به اندازه وزن مايع هم حجم آن، از وزنش كم مي شود. سنگيني چوب نصف آب است بنابراين به اندازه نيمي از حجم آن در آب شناور مي شود. چوب پنبه به اندازه يك پنجم آب سنگيني دارد و يخ در حدود نه دهم آب سنگيني دارد، به همين سبب است كه تقريباً نه دهم هر كوه يخ در زير آب قرار دارد و بنابراين در حقيقت ممكن است كه يك كوه يخ خيلي بزرگتر از آن مقداري باشد كه ظاهراً به نظر مي رسد! يخ نزديك نقطه انجماد ممكن است كه با وارد آمدن فشار اضافي موقتاً ذوب مي شود ولي هنگامي كه اين فشار قطع مي شود فوراً دوباره منجمد مي گردد. وقتي كه يك توپ برفي را فشار مي دهيد مقداري از كريستال هاي يخ را ذوب مي كند ولي مجدداً آن ها يخ بسته و هنگامي كه فشار را متوقف نمائيد توپ سخت تر مي شود. چون آب موقعي كه يخ مي بندد زياد منبسط شده و نيروي زيادي هنگام تشكيل يخ به كار مي برد، بنابراين صخره ها و سنگ هاي بزرگ غالباً در اثر انجماد آب در ترك ها يا حفره هاي كوچك آن ها، متلاشي مي گردند و اين اصل در شكسته شدن تدريجي كوه ها اهميت دارد. در حقيقت، در معادن سنگ فنلاند براي شكستن قطعه سنگ هاي بزرگ، كارگران معدن با پر كردن ترك هاي اين سنگ ها با آب و انجماد آب در آن ا قطعات بزرگ را متلاشي مي كنند.

توسط: محمد رضا تيموري

نوشته شده توسط وبزن - WebZen در 87/03/17 |

بز كوهي چگونه حيواني است؟

همواره اواخر زمستان و اوایل بهار فصل جفت گیری و تولید مثل بز کوهی در مناطق ماست اما طبق اخبار واصله هجوم صیادان و شکارچیان به کوه های اطراف آرامش طبیعت را بهم زده و همه روزه شاهد شکار بی رویه این حیوانات بی چاره می باشیم .

ویژگی ‌های ظاهری بز کوهی: مو های بدن بطور کلی زبر و کوتاه هستند و در نر ها در پایین چانه دسته‌ای از مو های بلند ریش مانند روئیده ‌است. همچنین در پشت بدن در طول خط طولی تیره پشت از شانه تا حدود دم مو ها بلند شده و به صورت تیغه ای درآمده‌اند. دم کوتاه است و طبز كوهيول آن با مو های انتهایی کمی بیش تر از طول گوش است. پا ها قوی و سم نسبتاً پهن است. ماده‌ ها بدون ریش هستند و شاخ در آن ها کوتاه است و طول آن معمولاً کمتر از ۲۰ سانتیمتر است. نر ها شاخ بلند و زیبایی دارند که مانند شمشیر خمیده به طرف عقب متمایل شده‌اند. قاعده شاخ ها در روی جمجمه خیلی به هم نزدیک شده‌اند ولی بقیه شاخ به تدریج از هم دور شده و در نوک کاملاً از هم فاصله بیشتری پیدا می‌کنند. رنگ بدن در پایین گونه‌ ها و پهلو های گردن و پهلو های بدن نخودی خاکستری که در روی ران ها و پا های جلو تیره‌تر متمایل به قهوه‌ای می‌شود. ریش بلند و سیاه رنگ و یک خط قهوه‌ای تیره رنگ در خط میانی پشت در عقب سر از بین گوش ها تا نزدیک دم وجود دارد و همچنین نوار عرضی تیره‌ای به همین رنگ در روی شانه به طرف پهلو ها و پایین سینه ادامه دارد. پوزه در بالای سوراخ های بینی خاکستری تیره و پیشانی قهوه‌ای روشن که در جلوی قاعده شاخ ها تیره می‌شود. جمجمه حجیم و از استخوان های ضخیم تشکیل شده و پهنای آن در ناحیه برجستگی های حدقه خیلی زیاد و پوزه برعکس دراز و باریک است. استخوان های بینی کوتاه است.

چگونگی زندگی: بز وحشی معمولاً به صورت دسته جمعی زندگی می‌کنند. بیشتر گله‌های ده تا بیست راسی تشکیل می‌دهند. ولی گاهی گله‌های بزرگ بیش از ۷۰ راس از آنها دیده می‌شود. معمولاً گله به‌وسیله یک نر مسن و قوی رهبری می‌شود. گاهی نر های جوان گله‌های جداگانه تشکیل می‌دهند. از گیاهان کوهستانی و جوانه درختچه‌ها و درخت ها تغذیه می‌کنند. بیشتر ارتفاعات زیاد را ترجیح می‌دهند ولی ممکن است تا کوهپایه پایین بیایند. از توانایی زیاد برای برای جست و خیز و دویدن روی صخره‌ها و پرتگاه ها برخوردارند. معمولاً در صبح زود و عصرها می‌چرند و ساعات گرم روز را در سایه سنگ ها و صخره‌ها و بوته‌ها می‌خوابند.

نحوه استفاده: از شاخش استفاده می شود.

خواص: بخور شاخش برای راندن حشرات و سوخته آن برای زخم معده و خون آمدن از سینه ، اسهال و قرحه های چشم و اشک ریزی چشم ، خارش ، جرب و شب کوری به صورت خوراکی و سرمه مفید است.
تولید مثل: در پاییز جفت‌گیری می‌کنند و دوران آبستنی آن ها ۵ تا ۵/۵ ماه است. هنگام جفت‌گیری میان نر ها نزاع می‌شود. نر های مسن و قوی نر های ضعیف و جوان را از گله رانده و یا چند ماده جفت‌گیری می‌کنند. زایش در بهار صورت می‌گیرد. بچه‌ها یک قلو و گاهی دو قلو هستند. بچه‌ها چند ساعت بعد از تولد به دنبال مادرشان راه می‌افتند و پس از چند روز می‌توانند به سرعت بدوند. در داخل معده بز جسم سختی وجود دارد که به پاد زهر معروف است که در قدیم برای درمان مار گزیدگی و بعضی بیماری ها به کار برده می‌شده‌است.

توسط: حسين تيموري

نوشته شده توسط وبزن - WebZen در 87/03/17 |

نیروی گریز از مرکز چیست؟

نيرو عبارت است يك فشار يا كششي است كه موجب حركت يا جنبش اشياء مي شود. هنگامي كه شما به يك صندلي فشار مي آوريد مقداري نيرو بر آن وارد مي كنيد و وقتي كه فشار را متوقف مي سازيد صندلي از حركت مي ايستد، اما فرض كنيد كه توپي را روي زمين مي غلتانيد پس از اينكه فشار را متوقف كرديد، باز هم به حركت خود ادامه مي دهد، چرا؟ اين پديده خاصيت فيزيكي ماده است كه به وسيله اسحاق نيوتن اولين دانشمندي كه درباره فرضيه ي نيرو، نظرياتي اعلام نمود چنين توصيف شده است كه هرگاه شيئي در حالت سكون باشد هميشه ساكن است ولي اگر آن شيئي در حالت حركت يكسان در خط مستقيم باشد حركت آن ادامه دارد مگر اين كه با نيروي خارجي ديگري اين حالت تغيير پيدا كند كه باعث مي شود هر شيئي همان حركتي را كه دارد نگاه دارد. هر تكه از ماده داراي اين خاصيت مي باشد و به حركت خود در يك خط مستقيم و با سرعتي يك نواخت ادامه مي دهد مگر اينكه نيروي ديگري مسير حركت آن را تغيير دهد. مثال: اگر شما سوار اتوبوسي باشيد و راننده آن ناگهان ترمز كند بدن شما بعلت خاصيت فيزيكي ماده، به طرف جلو پرت مي شود و به همان سرعتي كه اتوبوس حركت مي كرده به حركت خود به طرف جلو ادامه مي دهيد.

حال بپردازيم به بررسي نيروي گريز از مركز كه همه ما كم و بيش اين نيرو را تجربه كرده ايم. ما اين نيرو را هر وقتي كه شيئي در جاده اي منحني يا پيچ داري حركت مي كند ملاحظه مي كنيم. حال فرض مي كنيم كه شما در همان اتوبوس باشيد كه به طور ناگهاني از سر پيچ عبور مي كند در اين هنگام محتملاً خود را در حال خارج شدن از صندلي مي بينيد كه دليل اين حركت ناگهاني شما همان نيروي گريز از مركز مي باشد.

نيروي گريز از مركز را مي توان با به كار بردن فرضيه مذكور توصيف نمود. هنگامي كه اتوبوس دور مي زند، خاصيت فيزيكي ماده موجب مي شود كه جسم شما در خطي مستقيم به حركت در آيد و بنابران متمايل به حركت به طرف جلو و خارج از منحني مي شويد تا بتوانيد حركت مستقيم اصلي خود را نگاه داريد. به نظر مي رسد كه نيروي گريز از مركز پيوسته اشياء را به بيرون از خط منحني فشار مي دهد.

به همين سبب است كه غالباً جاده ها در اطراف پيچ ها كج و يك بر هستند و يا اين كه هواپيما ها هنگام دور زدن، يك بر مي شوند و يا هنگامي كه سوار دوچرخه هستيد شما به طرف داخل تكيه مي كنيد. اين اتكاء داخلي و اختلاف سطح در سر پيچ ها و حالت فرود هواپيما و غيره، در متوازن نمودن نيروي گريز از مركز كمك مي كنند وگرنه اشياء را به طرف خارج پرتاب خواهند نمود. اتكاء داخلي، ميل و گرايش حركت به طرف بيرون را متعادل ساخته و شما مي توانيد به خوبي دور بزنيد.

توسط: سجاد زنده بودي

نوشته شده توسط وبزن - WebZen در 87/03/15 |

باسمه تعالی

اعضاء گروه تحقيقاتي وبزن WEBZEN

۱- سجاد زنده بودي

۲- محمد رضا تيموري

۳- حسين تيموري

۴- HELL BOY

 

نوشته شده توسط وبزن - WebZen در 87/02/24 |